خلاصه داستان
میلی دیلماونت، بانوی جوان و نترسی که تازه از سیلینا، کانزاس آمده، مصمم است زندگی را تجربه کند، در دههٔ بیست پرشور و شر به تماشای جهان میرود. با روحیهای سرشار و با دامنی کوتاه از آن مدلهای جدید، به نیویورک میرسد تا ایدههای «مدرنی» را که در کانزاس دربارهشان خوانده بود، بیازماید: «دختر را از کانزاس بیرون کشیدم. حالا باید کانزاس را از درون دختر بیرون بکشم!»



































